موج اگه میدونست که ساحل هیچ وقت دستش رونمیگیره برای رسیدن به اون نفس نفس نمی زد.
کاش دوستی هامثل رابطه دست وچشم بودوقتی دستت زخم میشه چشمت گریه میکنه وقتی چشمت گریه میکنه دستت اشکاشوپاک میکنه
ما پیغام دوست داشتنمان را با دود به هم میرسانیم
نمیدانم آنسو برای تو تکه چوبی هست؟
من که این سو
جنگلی را به آتش کشیده ام!
سرم را شاید بتوانند دیگران گرم کنند
اما وقتى تو نیستى
هیچکس نیست دلم را گرم کند
حتی ماهیگیر دلش سوخت... بخاطر آن ماهی كه از تنهایی قلاب را رها نمیكرد

در اين خانه هيچکس غريبه نيست