سهم من از بهانه و باران چه می شود ؟
از غصه های هر شب و طوفان چه می شود ؟
رسم کهن نشانه صبرو قرار ماست
این صبر و بردباری انسان چه می شود ؟
گفتم ولی همیشه هم این حرفها خطاست
راهی بگو که ماجرا پایان چه می شود ؟
افتاده ام به انتظار روز های خوب
این لحظه های تیره و حرمان چه می شود ؟
با دست های پینه و با پای خسته ام
حق دل و شکستن آسان چه می شود ؟
لختی بیا به جای من ای مهربان من
بنگر که درد دائمی درمان چه می شود ؟
با هر که حرف می زنم هم درد این دل است
این راز بر ملا شده کتمان چه می شود ؟
آغوش گرم و مهربانت سهم من نشد
یا شد ولی بخاطر ایمان چه می شود ؟
من ماندم و تمامی این شکوه های من
آزادی و رهایی از زندان چه می شود ؟
حس می کنم همیشه من در قعر خواب ها
راز و نیاز هر شب و پنهان چه می شود ؟
و...................
این غزل درد دل با خدای کریم است شاید حرف دل خیلی ها باشد تقدیم به شما نیز باد با آرزوی لحظه های بارانی و زیبا