شب آرزوها


خدایا تو خود میدانی که هر وقت دلگیر بودم و دل شکسته سرم را بر روی شانه های تو گذاشتم و تا آنجا که توانستم گریستم.
مرا ببخش که تنها در هنگام پریشانی و درماندگی به سمت تو آمدم و دست نیاز به سمتت دراز کردم در حالی که میتوانستم در هنگام شادیها و خوشیهایم نماز شکر به جا آورم ولی.....ولی این کار را نکردم و تو را فراموش کردم.وای بر من....
وای بر من .....که انقدر ناسپاس بودم. ولی تو باز مرا به حال خویش وا مگذاشتی و رهایم نکردی. همیشه در اوج ناکامیها و رنجها راه را نشانم دادی ولی من.....باز هم این را نفهمیدم.
مرا ببخش ! که هزاران بار خود را تنها دیدم و تنها خواندم در حالی که همیشه با من بودی و من هرگز این را نفهمیدم.
تو هیچ گاه مرا تنها نگذاشتی . افسوس که این را هرگز نفهمیدم . خداوندا......بنده حقیر و روسیاهت را ببخش. من تمام امیدم به مهر و بخشش توست .
پروردگارا......شرمنده و شرمسارم از گناهانم . نمیدانم باز چگونه از تو بخواهم یاریم کنی با این همه بار گناه. اما تو آنقدر مهربان و بخشنده ای که میدانم باز هم یاریم میکنی. با شرمساری بسیار از تو میخواهم باز هم مرا یاری کنی و از راهی که مرا به سمت گناه میکشاند دورم کنی .
خدایا چیزی ندارم بگویم جز اینکه شرمنده ام و روسیاه
(التماس دعا)
در اين خانه هيچکس غريبه نيست